تبلیغات
كافشان سیتی - چرا پیامبر خدا آن همه زن داشت؟
 
كافشان سیتی
آموزش مفاهیم دینی و اعتقادی، مسائل علمی و فرهنگی، اجتماعی و زیستی و بدنی
درباره وبلاگ


هرگز ظاهر زندگی كسی را با باطن زندگی خود مقایسه نكنید

---------------------------------------
اینجانب محسن احمدی:

از دوستان و علاقه مندان و همشهریان عزیز دعوت میكنم در صورت تمایل اگر مطلب جالب و مفیدی در هر زمینه و در مورد روستای خود دارند جهت نمایش در وبلاگ مطلب خود را به آدرس زیر ارسال نمایند با تشكر
-------------------------------------
mohsen.ahmadi113@yahoo.com
09385337585

مدیر وبلاگ : محسن احمدی
نظرسنجی
لطفا نظر خود را در مورد اینكه بیشتر از چه مطالبی در وبلاگ استفاده شود ذكر كنید.










یكى دیگر از اعتراضاتى كه (از سوى كلیسا) بر مسأله تعدد زوجات رسول خدا (ص) شده این است كه (اصحاب كلیسا) گفته ‏اند: تعدد زوجات جز حرص در شهوترانى و بى طاقتى در برابر طغیان شهوت هیچ انگیزه دیگرى ندارد و رسول خدا (ص) براى همین جهت تعدد زوجات را براى امتش تجویز كرد و حتى خودش به آن مقدارى كه براى امت خود تجویز نموده (چهار همسر) اكتفاء ننموده و عدد همسرانش را به نه نفر رسانید.(1)

این مساله به آیات متفرقه زیادى از قرآن كریم ارتباط پیدا می كند كه اگر ما بخواهیم بحث مفصلى كه همه جهات مساله را فرا گیرد آغاز كنیم، على القاعده باید این بحث را در تفسیر یك یك آن آیات بیاوریم و به همین جهت گفتگوى مفصل را به محل مناسب خود می گذاریم و در اینجا بطور اجمال اشاره ‏اى می‏ نمائیم:

ابتدا لازم است كه نظر ایراد و اشكال‎كننده را به این نكته معطوف بداریم كه تعدد زوجات رسول خدا (ص) به این سادگی ها كه آنان خیال كرده‏ اند نبوده و انگیزه آن جناب از این كار زیاده‎روى در زن دوستى و شهوترانى نبوده است، بلكه در طول زندگى و حیاتش هر یك از زنان را كه اختیار می ‏كرده، به طرز خاصى بوده است.

اولین ازدواج آن حضرت با خدیجه كبرا علیها‎السلام بوده، و حدود بیست سال و اندى از عمر شریفش را (كه تقریبا یك ثلث از عمر آن جناب است) تنها با این یك همسر گذراند و به او اكتفاء نمود، كه سیزده سال از این مدت بعد از نبوت و قبل از هجرتش از مكه به مدینه بوده.
آن گاه -در حالى كه- هیچ همسرى نداشت، از مكه به مدینه هجرت نموده و به نشر دعوت و اعلاى كلمه دین پرداخت و آن گاه با زنانى كه بعضى از آنها باكره و بعضى بیوه و همچنین بعضى جوان و بعضى دیگر عجوز و سالخورده بودند ازدواج كرد و همه این ازدواج ‏ها در مدت نزدیك به ده سال انجام شد و پس از این چند ازدواج، همه زنان بر آن جناب تحریم شد، مگر همان چند نفرى كه در حباله نكاحش بودند. و معلوم است كه چنین عملى با این خصوصیات ممكن نیست با انگیزه عشق به زن توجیه شود، چون نزدیكى و معاشرت با اینگونه زنان آن هم در اواخر عمر و آن هم از كسى كه در اوان عمرش ولع و عطشى براى این كار نداشته، نمیتواند انگیزه آن باشد.

علاوه بر اینكه هیچ شكى نداریم در اینكه بر حسب عادت جارى، كسانى كه زن دوست و اسیر دوستى آنان و خلوت با آنانند، معمولا عاشق جمال و مفتون ناز و كرشمه ‏اند كه جمال و ناز و كرشمه در زنان جوان است كه در سن خرمى و طراوتند و سیره پیامبر اسلام از چنین حالتى حكایت نمی كند(2) و عملا نیز دیدیم كه بعد از دختر بكر، با بیوه زن و بعد از زنان جوان با پیره زن ازدواج كرد، یعنى بعد از ازدواج با عایشه و ام حبیبه جوان، با ام سلمه سالخورده و با زینب دختر جحش، كه در آن روز بیش از پنجاه سال از عمرشان گذشته بود ازدواج كرد.

از سوى دیگر زنان خود را اختیار داد بین بهره‏ ورى و ادامه به زندگى با آن جناب و طلاق و در صورت ادامه زندگى با آن حضرت، آنان را بین زهد در دنیا و ترك خود آرایى و تجمل مخیر نمود- اگر منظورشان از همسرى با آن جناب، خدا و رسول و خانه آخرت باشد- و اگر منظورشان از آرایش و تمتع و كام گیرى از آن جناب دنیا باشد. آیه زیر شاهد بر همین داستان است:

« یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زِینَتَها فَتَعالَیْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِیلًا وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظِیماً »

« هان اى نبى به همسرانت بگو اگر زندگى دنیا و زینت آن را می خواهید بیائید تا شما را از دنیا بهرمند كنم و بخوبى و خوشى طلاقتان دهم، و اگر خدا و رسول و خانه آخرت را می خواهید بدانید كه خداى عز و جل براى زنان نیكو كار شما اجرى عظیم آماده كرده است. »  سوره احزاب، آیه 29

و این معنا هم بطورى كه ملاحظه می كنید با وضع مرد زن دوست و جمال‏ پرست و عاشق وصال زنان، نمی سازد!

پس براى یك دانشمند اهل تحقیق اگر انصاف داشته باشد، راهى جز این باقى نمی‏ ماند كه تعدد زوجات رسول خدا (ص) و زن گرفتنش در اول بعثت و اواخر عمر را با عواملى دیگر غیر زن دوستى و شهوترانى توجیه كند.


و اینك در توجیه آن می ‏گوئیم دلایل ازدواج های پیامبر اسلام را:

رسول خدا (ص) با بعضى از همسرانش به منظور كسب نیرو و به دست آوردن اقوام بیشتر و در نتیجه به خاطر جمع‏ آورى یار و هوادار بیشتر ازدواج كرد.

و با بعضى دیگر به منظور جلب نمودن و دلجویى و در نتیجه ایمن شدن از شر خویشاوند آن همسر ازدواج فرمود

و با بعضى دیگر به این انگیزه ازدواج كرد كه هزینه زندگیش را تكفل نماید و به دیگران بیاموزد كه در حفظ ارامل و پیر زنان از فقر و مسكنت و بى كسى كوشا باشند، و مؤمنین رفتار آن جناب را در بین خود سنتى قرار دهند

و با بعضى دیگر به این منظور ازدواج كرد كه با یك سنت جاهلیت مبارزه نموده و عملا آن را باطل سازد

كه ازدواجش با زینب دختر جحش به همین منظور بوده است، چون او نخست همسر زید بن حارثه (پسر خوانده رسول خدا (ص)) بود و زید او را طلاق داد و از نظر رسوم جاهلیت ازدواج با همسر پسر خوانده ممنوع بود، چون پسر خوانده در نظر عرب جاهلى حكم پسر داشت، همانطور كه یك مرد نمیتواند همسر پسر صلبى خود را بگیرد، از نظر اعراب ازدواج با همسر پسر خوانده نیز ممنوع بود، رسول خدا (ص) با زینب ازدواج كرد تا این رسم غلط را بر اندازد، و آیاتى از قرآن در این باب نازل گردید.(3)

و ازدواجش با سوده دختر زمعه به این جهت بوده كه وى بعد از بازگشت از هجرت دوم از حبشه همسر خود را از دست داد و اقوام او همه كافر بودند و او اگر به میان اقوامش برمی‏‎گشت یا به قتلش می‏ رساندند و یا شكنجه‏ اش می كردند و یا بر برگشتن به كفر مجبورش می‏ كردند لذا رسول خدا (ص) براى حفظ او از این مخاطر با او ازدواج نمود.

و ازدواجش با زینب دختر خزیمه این بود كه همسر وى عبد اللَّه بن جحش در جنگ احد كشته شد و او زنى بود كه در جاهلیت به فقرا و مساكین بسیار انفاق و مهربانى می‏كرد و به همین جهت یكى از بانوان آبرومند و سرشناس آن دوره بود و او را مادر مساكین نامیده بودند، رسول خدا (ص) خواست با ازدواج با وى آبروى او را حفظ كند (و فضیلت او را تقدیر نماید).

و انگیزه ازدواجش با ام سلمه این بود كه وى نام اصلیش «هند» بود و قبلا همسر عبد اللَّه بن ابى سلمه پسر عمه رسول خدا (ص) و برادر شیرى آن جناب بود و اولین كسى بود كه به حبشه هجرت كرد، زنى زاهده و فاضله و دین دار و خردمند بود، بعد از آنكه همسرش از دنیا رفت رسول خدا (ص) به این جهت با او ازدواج كرد كه زنى پیر و داراى ایتام بود و نمی‏ توانست یتیمان خود را اداره كند.

و ازدواجش با صفیه دختر حى بن اخطب بزرگ یهودیان بنى النضیر به این علت صورت گرفت كه پدرش ابن اخطب در جنگ بنى النضیر كشته شد و شوهرش در جنگ خیبر به دست مسلمانان به قتل رسیده بود و در همین جنگ در بین اسیران قرار گرفته بود، رسول خدا (ص) او را آزاد كرد و سپس به ازدواج خودش در آورد، تا به این وسیله هم او را از ذلت اسارت حفظ كرده باشد و هم داماد یهودیان شده باشد. و یهود به این خاطر دست از توطئه علیه او بردارند.

و سبب ازدواجش با جویریه كه نام اصلیش «برة» و دختر «حارث»، بزرگ یهودیان بنى المصطلق بود، بدین جهت بود كه در جنگ بنى المصطلق مسلمانان دویست خانه ‏وار از زنان و كودكان قبیله را اسیر گرفته بودند، رسول خدا (ص) با جویریه ازدواج كرد تا با همه آنان خویشاوند شود، مسلمانان چون اوضاع را چنین دیدند گفتند: همه اینها خویشاوندان رسول خدا (ص) هستند و سزاوار نیست اسیر شوند، ناگزیر همه را آزاد كردند و مردان بنى المصطلق نیز چون این رفتار را بدیدند تا آخرین نفر مسلمان شده و به مسلمین پیوستند و در نتیجه جمعیت بسیار زیادى به نیروى اسلام اضافه شد و این عمل رسول خدا (ص) و آن عكس العمل قبیله بنى المصطلق اثر خوبى در دل عرب به جاى گذاشت.

و ازدواجش با میمونه كه نامش «بره» و دختر حارث هلالیه بود، به این خاطر بود كه وى بعد از مرگ شوهر دومش ابى رهم پسر عبد العزى، خود را به رسول خدا (ص) بخشید تا كنیز او باشد، رسول خدا (ص) در برابر این اظهار محبت او را آزاد كرد و با او ازدواج نمود و این بعد از نزول آیه ‏اى بود كه در این باره نازل شد.(4)

و سبب ازدواجش با ام حبیبه (رمله) دختر ابى سفیان این بود كه وقتى با همسرش عبید اللَّه بن جحش در دومین بار به حبشه مهاجرت نمود، شوهرش در آنجا به دین نصرانیت در آمد و خود او در دین اسلام ثبات قدم به خرج داد. و این عملى است كه باید از ناحیه اسلام قدردانى بشود، از سوى دیگر پدرش از سر سخت‏ ترین دشمنان اسلام بود و همواره براى جنگیدن با مسلمین لشكر جمع می‏كرد، رسول خدا (ص) با او ازدواج كرد تا هم از عمل نیكش قدردانى شود، و هم پدر او دست از دشمنى با او بردارد و هم خود او از خطر محفوظ بماند.

ازدواجش با حفصه دختر عمر نیز بدین جهت بود كه شوهر او خنیس بن حذافه در جنگ بدر كشته شد و او بیوه زن ماند.

و تنها همسرى كه در دختریش با آن جناب ازدواج كرد عایشه دختر ابى بكر بود.(5)

بنا بر این اگر در این خصوصیات و در جهاتى كه از سیره آن جناب در اول و آخر عمرش در اول بحث آوردیم و در زُهدى كه آن جناب نسبت به دنیا و زینت دنیا داشت و حتى همسران خود را نیز بدان دعوت می كرد دقت شود، هیچ شكى باقى نمی ماند در اینكه ازدواج هاى رسول خدا (ص) نظیر ازدواج هاى مردم نبوده، به اضافه اینكه رفتار آن جناب با زنان و احیاى حقوق از دست رفته آنان در قرون جاهلیت و تجدید حرمت به باد رفته‏ شان و احیاى شخصیت اجتماعیشان، دلیل دیگرى است بر اینكه آن جناب زن را تنها یك وسیله براى شهوترانى مردان نمی ‏دانسته و تمام همش این بوده كه زنان را از ذلت و بردگى نجات داده و به مردان بفهماند كه زن نیز انسان است حتى در آخرین نفس عمرش نیز سفارش آنان را به مردان كرده و فرمود:" الصلاة الصلاة و ما ملكت ایمانكم لا تكلفوهم ما لا یطیقون، اللَّه اللَّه فى النساء فانهن عوان فى ایدیكم" (6)، (تا آخر حدیث).

و سیره ‏اى كه آن جناب در رعایت عدالت بین زنان و حسن معاشرتشان و مراقبت حال آنان داشت مختص به خود آن جناب بود كه ان شاء اللَّه در مباحث آینده كه در باره سیره آن جناب بحث خواهیم كرد، روایاتى و اشاره‏اى به این جهت نیز می آوریم، و اما اینكه چرا براى آن جناب بیش از چهار زن جایز بوده، پاسخش این است كه این حكم مانند روزه وصال یعنى چند روز به یك افطار روزه گرفتن، از مختصات آن جناب است و براى احدى از امت جایز نیست، و این مساله براى همه امت روشن بود و به همین جهت دشمنانش مجال نداشتند كه به خاطر آن و به جهت تعدد زوجات بر آن جناب خرده بگیرند، با اینكه همواره منتظر بودند از او عملى بر خلاف انتظار ببینند و آن را جار بزنند.



نوع مطلب : دینی و اعتقادی، فرهنگی، ولادت، 
برچسب ها : دینی و اعتقادی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

استخاره آنلاین با قرآن کریم


اسما خداوند متعال

فال حافظ